سخاوتمند بودن خوب است، اما بخشش بیش‌از‌حد چطور؟ آیا بخشش بیش‌ازحد، ریشه روان‌شناسی دارد؟ اگر شما دچار این مشکل باشید، برای بر‌طرف کردن آن چه می‌توانید بکنید؟

در بخشش، «نیت» شما مهم است

بخشش واقعی معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که ما چیزی مانند زمان، حمایت، پشتیبانی و انرژی را بیش‌ازحد کفایت داریم و می‌توانیم آن را در اختیار دیگران قرار دهیم. بخشش واقعی به‌صورت طبیعی اتفاق می‌افتد، و شما چندان نیازی به فکر کردن در مورد آن ندارید. این بخشش به شما حس و انرژی خوبی می‌دهد.

در بخشش، «نیت» شما مهم است

بخشش بیش‌ازحد، از تمایل به بخشیدن ریشه می‌گیرد؛ اما مبنای اصلی آن، نیازی پنهانی است. این بخشش، نوعی مبادله است و فرد در برابر چیزی که می‌بخشد، انتظار بازگشت دارد. حتی اگر آنچه می‌بخشد، تنها ستایش، قدردانی، و یا دست کشیدن از حس گناه باشد.وقتی شما بیش‌از حد می‌بخشید، نه‌تنها انرژی به‌دست نمی‌آورید، بلکه احساس تهی شدن می‌کنید. حتی ممکن است نسبت به خودتان و یا طرف مقابل، احساس آزردگی کنید.

بنابراین، بخشش بیش‌ازحد می‌تواند بنا به دلایل زیر باشد:

-امید به دریافت چیزی در مقابل آنچه بخشیده‌اید

-نیاز به توجه و دوست داشته شدن

-نیاز به داشتن حس خوب نسبت‌به خود

-تمایل به قوی‌تر، باهوش‌تر و یا عاقل‌تر دیده ‌شدن

-این فکر که هیچ‌کس دیگر قادر به انجام کار نیست و شما «باید» آن را انجام دهید

-این باور که بخشش، باعث کاهش احساس گناه در شما می‌شود

بخشش بیش از حد

در این موقعیت‌ها، شما می‌بخشید چون فکر می‌کنید «باید» ببخشید. اینجاست که در برابر خود قرار می‌گیرید و حد و مرزهای شخصیتان‌ را زیر پا می‌گذارید. این مسئله باعث ایجاد حس آزردگی نسبت‌به خود، و در نتیجه کاهش اعتمادبه‌نفس‌ در شما می‌شود.

شما اغلب انرژی و زمانی را در اختیار دیگران می‌گذارید که خودتان به آن نیاز دارید؛ یعنی نیازهای دیگران را نسبت‌به نیازهای خود در اولویت قرار می‌دهید و همین می‌تواند باعث شود نسبت‌به خودتان خشمگین شوید.

روانشناسی هدیه دادن و بررسی نکات کلیدی آن
بیشتر بخوانید...

زمانی که عزت نفس‌ شما همواره زیر پا گذاشته می‌شود و به نیازهای خود توجه نمی‌کنید، نتیجه نهایی در دراز‌مدت، افسردگی، استرس، اعتمادبه‌نفس پایین و خشم فروخورده خواهد بود.

بخشش بیش‌ازحد می‌تواند نشانه هم‌وابستگی باشد

در روانشناسی، هم‌وابستگی به این معنا است که خود درونی شما در راضی کردن دیگران برایتان معنی می‌شود. بنابراین، شما می‌بخشید و از خود‌گذشتگی می‌کنید تا تأیید و توجه دیگران را به دست آورید و این تأیید به شما اعتمادبه‌نفس می‌دهد. بااین‌حال از آنجا که این اعتمادبه‌نفس از درون شما بر نمی‌آید و از جایی در بیرون سرچشمه می‌گیرد، بی‌اساس و بی‌فایده است.

هم‌وابستگی باعث می‌شود شما به آن‌چیزی تبدیل شوید که دیگران می‌خواهند و به‌همین دلیل ممکن است هویت واقعی خود را از دست بدهید. این مسئله ممکن است در گذر زمان به افسردگی و حتی بحران هویت منجر شود.

بخشش بیش‌ازحد می‌تواند نشانه هم‌وابستگی باشد

با بخشش بیش‌ازحد، احساس تنهایی می‌کنید

پیامد پنهان دیگری که ازخودگذشتگی و بخشش بیش‌ازحد می‌تواند به‌همراه داشته باشد، احساس تنهایی است. از‌خود‌گذشتگی زیاد، رفتار سالمی نیست و به روابط سالم نیز منجر نمی‌شود.

در روابط و دوستی‌هایی که بر این اساس شکل می‌گیرند، همیشه بخشی از وجود شما از طرف مقابل بیزار است. همین مسئله باعث می‌شود روابط سالمی شکل نگیرد و شما همیشه خود را تنها حس کنید.

۹ نکته کلیدی برای انتخاب بهترین هدیه
بیشتر بخوانید...

در بیشتر مواقع، وقتی شما بیش‌از‌حد ازخود‌گذشتگی می‌کنید، درواقع نفعی به‌طرف مقابل نمی‌رسانید. به‌عنوان مثال، زمانی‌که بیش‌ازحد از خودتان مایه می‌گذارید تا به دیگران نشان دهید که از آن‌ها باهوش‌تر و قوی‌تر هستید، ممکن است جلوی تلاش آن‌ها برای پیشرفت شخصی را بگیرید.

همچنین، اگر همیشه کارهای دیگران را برایشان انجام دهید، آن‌ها این امکان را نخواهند داشت که کارها را به تنهایی انجام دهند و روی پای خود بایستند.

مثالی روشن در این زمینه، مادری است که کارهای فرزندان خود را، هنوز هم با وجود این‌که آن‌ها دیگر بزرگ شده‌اند، انجام می‌دهد. این کار، اغلب جلوی پیشرفت شخصی و رشد روان‌شناختی آن‌ها را می‌گیرد.

هم وابستگی

درحقیقت، هم‌وابستگی که بالاترین درجه ازخودگذشتگی و بخشش بیش‌ازحد است، نوعی کنترل به شمار می‌رود. وقتی کاری را برای کسی انجام می‌دهید بدون این‌که از او بپرسید که آیا می‌خواهد آن کار را شما انجام دهید یا نه، دارید چیزی را به او دیکته می‌کنید و حق انتخاب را از او می‌گیرید.

در پایان به مثالی اشاره می‌کنیم که تفاوت بین بخشش و سخاوت نرمال، و بخشش و از‌خود‌گذشتگی بیش‌ازحد را نشان می‌دهد:

بخشش و از‌خود‌گذشتگی

زمان استراحت‌ شما در محل کار است. متوجه می‌شوید که یکی از همکاران جوان‌تان ظاهراً از چیزی ناراحت است.  بنابراین، به او پیشنهاد می‌کنید که قهوه‌ای با هم بخورید و زمان و انرژی می‌گذارید تا به او مشاوره بدهید و در حل کردن مشکل به او کمک کنید. درنهایت، بعد از این که مشکل او حل شد، احساس خوبی پیدا می‌کنید و تصمیم می گیرید به حریم خصوصی او احترام بگذارید و با هیچ کس در آن مورد صحبت نکنید.

۵ نکته برای درک بهتر کسانی که زبانشان، زبان هدیه است
بیشتر بخوانید...

از‌خود‌گذشتگی بیش‌از‌حد

شما واقعاً تحت فشار هستید که گزارشی را تا پایان روز تمام کنید. متوجه می‌شوید که یکی از همکارانتان، حال خوبی ندارد. پیش خودتان فکر می‌کنید که شما مسئول حال بد او هستید و شاید استرس شما روی او تأثیر بدی گذاشته است. در‌حالی‌که واقعاً وقت ندارید و علاقه چندانی هم به این کار ندارید، از او می‌پرسید که آیا می‌خواهد همراه شما قهوه‌ای بخورد؟

نیاز به توجه و دوست داشته شدن

وقتی می‌نشینید و به حرف‌های او گوش می‌دهید، با خودتان فکر می‌کنید: «من زمانم رو در اختیارش گذاشتم و بهش مشورت دادم و اون بعداً به من مدیونه. رئیسم هم حتماً متوجه این سخاوت و از‌خود‌گذشتگی من میشه و تحت تأثیر قرار می‌گیره» ( پس در ادامه، کاری می‌کنید که رئیس‌تان متوجه این از‌خود‌گذشتگی شما بشود).